نویسنده: abolfaazl

طاقِ طاقت

طاقتم که طاق می‌شود پناه می‌برم به نوشتن از دست افکار عجیب. مثل الانی که تصمیم گرفته‌ام با مترو بروم خانه و این دو سه پاراگراف را بنویسم. بلا نسبت شما، انگار هیرو گربه‌ی محل از روبرویی‌ام خوش‌بوتر است؛ مضخرف است، هر چقدر هم تلاش کنی، از یک‌یک و نیم‌متری، بویش را نفهمی، نمی‌شود؛ حتا […]

photo_۲۰۲۶-۰۷-۰۸_۲۲-۳۸-۵۰

خرما پزون

امروز هوا شده ۴۰ درجه. رسیدیم به خرما پزون. صبح که بیدار شدم آفتاب تند و سوزان چیره شده بود روی همه چیز. حتا روی بال کبوترهایی که آمده بودند تخمشان را رها کنند توی تراس اتاقم. سه تا بودند. کِمی و جیمی را میشناختم اما سومی‌شان را نه. معمولن احساس خوشی با کبوترها دارم. […]

photo_۲۰۲۴-۰۷-۱۳_۰۰-۴۸-۱۷

اپیزود چهارم: سر منشاء

چیزی که از زندگی مشخصه اینه که ما با هم خیلی تفاوت داریم توی هر یک روز ۸ میلیارد تجربه‌ی جدید و کاملن یونیک ساخته میشه. توی اپیزود چهارم بین کلمات از عشق، سرمنشا عشق، انواع عشق و تفاوت‌ها صحبت می‌کنیم و در نهایت، یه نامه از نادر ابراهیمی می‌خونیم. با من همراه باشید با […]

اپیزود چهارم: سر منشاء

00:00

چوب شل!

تقریبن حوالی ۱۲ شب شده، کودک درونم بد اخلاق و عصبی، داره لگد میزنه و در و دیوار رو چنگ میندازه؛ فریاد میزنه که لامصب، یه چیزی بگو، یه چیزی بنویس! اما بالغ بیرونم نوشتنش نمی‌آید، انگار هنوز اول ابتدایی را تمام نکرده باشد، الفبا هم بلد نیست، هر را از بر تشخیص نمی‌دهد. کلن […]

هفتم جولای

عزیزم!امروز دوباره یکی از فرازمینی‌ها کله‌اش را کوباند به پشت جمجمه‌ام. تا حالا صدها بار این اتفاق افتاده است. تقصیر من هم نیست. یک‌جایی خوانده‌ بودم که فرازمینی‌ها وجود ندارند، البت که اوایل خودم هم نبودنشان را قبول داشتم، تا جایی که اولین بار چنین اتفاقی برایم افتاد و از شدت ضربه به جلو پرتاب […]

صدها صفحه‌ی نخوانده!

قبلن وقتی می‌رفتم کتاب بخرم بیشتر بین قفسه‌ها می‌گشتم و دنبال کتاب‌هایی می‌گشتم که توی قدم اول اسم و جلدشون من رو جذب کنه، نه دنبال نویسنده‌ی خاصی بودم و نه دنبال شنیدنِ تجربه‌ای از دیگران، معمولن هم منجر می‌شد به خوندن چند صفحه از کتاب و جلوگیری از ادامه‌ی اتلاف وقت؛ البت که این […]

photo_۲۰۲۶-۰۷-۰۸_۲۳-۰۶-۰۴

نیم فاصله: رفتن

توی تایپ کردن ما یه چیزی داریم به اسم نیم‌فاصله!یه فاصله‌ی کامل نیست، ولی کلمات رو درست از هم جدا میکنه. من هم توی بین کلمات میخوام یه نیم‌اپیزود داشته باشم و بهش بگم نیم‌فاصله! این نیم‌اپیزود رو اسمش رو میزارم نیم‌فاصله‌ی رفتن که یه متن از بلاگ حمید سلیمی هست، امیدوارم دوستش داشته باشین.

نیم فاصله: رفتن

00:00